عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

191

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

مىپراكندند وبر خلاف صوفيان - كه هم اجتماع گريز بودند وهم قواعد تصوّف را با استفاده از اصطلاحات خود در غالب نوشتارهايى ارائه مىكردند - اثر علمي چندانى بجاى نگذاردند . بهر روى طريقت فتيان در مسيري چند صد سأله در كنار مسلك تصوّف رنگ بأخت وآرام آرام در آن هضم شد . از اين رو « فتوّت » را مىتوان از زمينه‌ها واجزاء پيشينى تصوّف وبويژه چهرهء خراساني آن دانست ، از اين رو صوفيان وتصوّف‌پژوهان همواره چه بهنگام معرفى تصوّف ومدارج آن وچه باستقلال ، به بررسى ومعرفى آن پرداخته‌اند ، « باب الفتوّة » در الرّسالة القشيريه « 1 » ومنازل السّائرين از نمونه‌هاى قسم اوّل ودهها رسالهء ديگر كه به بررسى فتوّت اختصاص يافته‌اند نشانگر قسم دوّم هستند . از اين نمونه است پرداخته‌هاى شهاب الدّين سهروردى ومير على همداني وأبو عبد الرّحمن سلمى نيشابورى ونجم الدّين زركوب وكمال الدّين حسين واعظ كاشفي وابن المعمار ومقداد بن عبد اللّه سيورى - رض - و . . . نيز در همين شمار است « تحفة الاخوان في خصائص الفتيان » كاشاني كه در راستاى همين نوشته‌ها بمعرفى فتوّت پرداخته است . درونمايه كاشاني اين رساله را به در خواست يكى از اخلاف شهاب الدّين سهروردى به نام علي بن يحيى بن محمد بن سهروردى كه از أو با ألقاب وعناوين فاخرى همچون « الشيخ العالم العارف الكامل المحقّق مقدّم الطّائفة الصّوفيه ، مقتدى الملّة المحمّديّة . . . » ياد مىكند پرداخته است . كاشاني در اين رساله هم از چيستى فتوّت وشاخه‌هاى آن سخن مىراند وهم از قواعد سلوكى آن سخن داشته است ، واز اين رو مىتوان نگاشتهء أو را - هر چند به بزرگى كتاب الفتوّه پرداختهء ابن المعمار حنبلي نيست - از آثار كامل وپر فائده در اين موضوع دانست . نگاهى گذرا به عناوين فصلهاى رساله ومطالب مطرح شده در هر يك از آنها مؤيّد اين سخن است . 1 - الفصل الاوّل في بيان حقيقة الفتوّة . در اين فصل كاشاني پس از ارائه تعريفى از

--> ( 1 ) . بنگريد : الرسالة القشيريه ص 337 .